تبليغاتX
();document.getElementById(elemnt).focus();if (document.all) {textRange = document.getElementById(elemnt).createTextRange();textRange.execCommand("RemoveFormat");textRange.execCommand("Copy");alert(".كد در حافظه موقت سيستم شما ذخيره شد");}}
منتظر مولا
خبر آمد خبری در راه است..... سر خوش آن دل که از آن گاه است..... شاید این جمعه بیاید شاید ...
صفحه نخست
ایمیل مدیر
منتظر مولا

 

خدایا جمعه شد یار نیامد

انیس و محرم راز نیامد

دلم خون شد از این دوری خدا یا

عزیز و یار دمسازم نیامد

هزاران نکته در دل دارم ازعشق

ولی ان نکته پردازم نیامد

شکسته بالم و افتاده در خاک

خدایا بال پروازم نیامد

شده روزم سیه چون زلف یارم

چرا ان ترک شیرازم نیامد

مرا فریادها بس در گلو ماند

شکسته بغض و اوازم نیامد

غمینم  هجر و وصلش کرده دلخون

چرا پایان و اغازم نیامد

شعر از حسین یار قلی  از قزوین انشالله همیشه شاد و سلامت باشند  

نوشته شده توسط داود در شنبه شانزدهم آبان 1388

 

امده ابر پر از باران بر دلهای ما

 

نم نم باران چکید از چشم ما

 

منتظر ماندیم تا مهدی بیاد

 

جمعه هم باز م گذشت از روی ما

 

رفته بودم تا ببینم روی ماه

 

ابر امد من ندیدم روی ماه

شایدم لایق نبودم ای خدا

تا ببینم ان رخ مهتاب را

کی رسد تا که بیاید یار ما

دست ما گیرد شویم قربان یار

مهدی مولا بیا دیگر نماند

مهلت دیدار در ادینه ها

نوشته شده توسط داود در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388

بیا مادر بشین دورت بگردم

چرا اینگونه گشتی پیر مادر

دلم خونه زدوریت  که مادر

زنم بوسه به ان پاهات مادر

اگر بوسه بدستانت زنم من

چنان بوسه به ان سنگ سیاه هست

اگر دورت بگردم مادر من

چنان  دوری که در کعبه زنم من

منم  حاجی شوم مادر به لطفت

بشین مادر  که من دورت بگردم

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پرپروانه شکستن هنر انسان نیست

گرشکستیم ز غفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگرشاخه گلی را چیدیم

وقت پرپرشدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم

نوشته شده توسط داود در دوشنبه سی ام شهریور 1388

 

باز ادينه رسيد چشم براه گشته دلا 

 چه شود  روز دگر باز بيايد چونگارا

 

ای نگارا از فراقت چون شده حالم دگرگون

کی  شود بینم رخ مهتاب تو ای جان جانان

 

در غم  و در ماتم مادر نشستی بر عزا

 

این دل بشکسته ما هم نشسته بر عزا

 

کی شود  جانان من بینم رخت را

 

می زنیم بوسه به ان خاک چو پاهات

 

نوشته شده توسط داود در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388

بیاد ابجی ستاره  که همیشه دلش برای اقا  بی تابه  انشالله   ببینه اقا رو

 

 

 

ای ستاره روشنی بخش بر شب دلهای من

 

کی شود بینم که باشی مثل ماه روشنم

 

تو برایم یک عزیزی چون که میخواهم تورا

 

روشنی بخش ای ستاره بر دل تاریک ما

 

میشود بینم رخت را ای عزیز دلربا

 

رخ نما تا که ببینم ان رخ مهتاب تو

 

 روشنی بخشا که  تاریکی نباشد بین ما

 

 میشوی تا ج سر ما ای عزیز جان فدا

 

کی شوی روشنتر ای ماه دل  ارباب ما

 

من شب تارم تو هم ماهی  بشو  روشن نما

 

 تا که دیگر کس نباشد چون شب تار  ماه ما

نوشته شده توسط داود در پنجشنبه دوم آبان 1387

به نگار من بگفتم كه شود ساقي برايم

من نخورده از مي او شده ام مست نگاهش

چه كنم  كه مست مستم من نديدم رخ ماهش

تو بيا  نظر به ما كن كه شويم محو نگاهت

يادته كه گفته بودم منتظر ميشم بيائي

اما اومدي يهو تو من نديدمت دوباره

چي ميشه نظر به ما كن تو بيا  جانم فدايت

يه روزي اگه بيايئي بوسه بر پاهات زنم من

روزها هميشه ميرند  غافلم كه چنون نديدم

ميدونم گناه كردم  تو ببخش تا ببينم

يادته يبار چون من اومدم مهمون خونت

تو نبودي كه ببينم رخ ماه تابت اخر

ميشه من بيام ببينم رخ ماه تابت  اي يار

باز بشم مهمون خونت تا ببينم رخ ماهت

 

نوشته شده توسط داود در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387

 

 

نشسته است تو جمکران مولای مان در این زمان

 

تا که بگیرد چشن  چون که علی امید به دنیا

 

ای کاش ماهم بار دیگر در جمکران بودیم عزیزان

 

چون در کنار ش   چشنی بپا می شد در انجا

 

در چشن میلاد علی هم دنیا همیشه شاده یاران

 

ای یوسف زهرا کجائی  گوئیم تبریکت که شادی

 

نوشته شده توسط داود در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387

          

 مادر

تو بیا  که مهربانی جان من بگیر مادر

 من شوم فدات  بازم که  شوی تو شاد مادر

میدونم که سخت بوده تو زمان بی وفائی

که پدر برفت مادر تو شدی که دست تنها

 هر چه  خواهی گوی مادر من  شوم قربا ن تو

 مادرم بگو کجائی که دگر توان ندارم

تو بیا نشین کنارم که  بخوان برام  لالا

 تو همیشه مهربانی  تو برام لالا بخوانی

تو چرا  چنین بگشتی  که شده سفید مویت

یادته بهم بگفتی که  شوم در انتظارش

که ندیده   محو گشتم و شدم به انتظارش

تو چرا به من نگفتی که چنین تو غصه داری

نکنه که من غریبم  به من اعتماد نداری

میدونی که این وجودم به تو بسته مادر من

چه کنم که بی زبانم  نمیشه بگم فدات شم

 

نوشته شده توسط داود در شنبه هفتم اردیبهشت 1387

پدر

یک زمان عشق منم بودش پدر

اشنایان  چون حسادت کرده اند

او برفت از پیش من  تنها شدم

عاقبت در کوچه ها اواره ام

ای اجل در تو چه چیزی مانده بود

تو ببردی ان گل ما را چه زود

تو برفتی از برم تنها شدم

توی کوچه  من چنان رسوا شدم

کس نبود از من حمایتها کند

تو برفتی منم گریان شد م

نوشته شده توسط داود در شنبه هفتم اردیبهشت 1387

 

با نام تو که نامی هستی

اقا توبیاد دگر نمانده چون قرارم

از راه رسیده چون  اختر تابناکم

تبریک به تو  بگم که امد بابا

تو شاد بشو که ما بشیم چون خندان

امروز چوروز اول باشد  بر  اقا

امد پدرت  چشم تو روشن اقا

دیگر  چه بگویمت که خوشحال شوی

این گل که بیامدش تو هم شاد شوی

دیگر توبیا که ما چنین شاد شویم

ما منتظریم که بوسه بر پات زنیم

اقا  تو چرا نهان شدی از چشمام

دیگر تو بدان نمانده طاقت در جانم

گویند که رسیده موقع دیدارت

پس زود بیا نزار  که گریان مانم 

تنها تو دگر چرا  نداری تابی

تو  صبر بکن که تا ببینی یاری

انشالله

  تولد یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت  بر

 تمام مسلمین جان مبارک باد 

 

نوشته شده توسط داود در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • کاش می شد که خدا

    اجازه ظهورت می داد

    کاش می شد

    که در این دیار غربت

    ومیان موج غمها

    به سکوت سرد وسنگین

    رخصت خاتمه می داد

    کاش می شد

    جمعه ما

    شاهد ابروی زیبای تو می شد

    دیده نا قابل ما

    فرش کیسوی تو می شد

    کاش می شد

    انتظار منتظر بپایان رسد

    وهوا میزبان یاسها و

    نسترنها

    خاک پای مهدی زهرا شود

    کاش می شد

    تو هم از انتظار خسته شوی و

    برای فرج دعا کنی

    کاش می شد000
  • لینکدونی
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin





    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by davodmosa.blogfa.com

    Design This Web By IranSohrab.IR @